با درود بر همه خوانندگان عزیز! این بار  یک غزل عاشقانه، تقدیم به عاشقان؛ 

 با احترام

   

   بالی بزن دلا !

 

کامِ  دلم  به گریه  میسر نمی شود

با آبِ شورِ چشمه  لبم  تر نمی شود

این آرزو به مرز جنون می برد مرا

تقدیرِ من به عشقِ تو بهتر نمی شود

عمرِ دلم به داغِ تو و شاعری گذشت

شعرِ نگاهِ  گرمِ تـو از بر نمی شود

گل برسرم اگر که بریزد همیشه، باد

مانندِ خاکِ کوی تو برسر نمی شود

در ازدحامِ کوچه پی ات میدوم مدام

دستم به دامنِ تو برابر نمی شود

                  ***

ای دل به گریه های غزل اکتفا نکن!

رفع عطش به تلخیِ ساغر نمی شود

آماده شو دلا! که از این ورطه بگذری

راهی بجو که صبرِ تو داور نمی شود

شعر وندای شاعر و اندیشه های ِعشقِ

مثلِ محبتیست  که باور نمی شود

بالی بزن دلا  که دلم  را گرفته ای

پـروازِ عاشقانه به  پـرپـر نمی شود

 

 

 

     بالا بکش تصویر را! 

 

باور نکن زاهد تو را درعاشقی داور شود

یا محتسب  با خنجرش آید تو را دلبر شود 

هرگز مجو ای مهربان!  از مسلک آهنگران

غیر از دمِ داس و تبر یا تیشه ای در سر شود

ای شهپر عشق و وفا، انگیزه ی آب بقا

برخیز تدبیری نما، تا بودنت باور شود

بزدا غبار بیشه را، خار و خس بی ریشه را

صیقل بده اندیشه را تا دل تو را رهبر شود

جان تو جانان آورد، پاکیزه دامان آورد

این دود این خمپاره ها یک روز خاکستر شود

ای هم صدای بی خبر! بی تو نمی ماند اثر

از نسل اولاد بشر ، حتی اگر محشر شود

برهم بزن تقدیر را، این کاتب تحریر را

بالا بکش تصویر را تا حرف واضح تر شود

یا دم بزن از جانِ من یا تازه کن ایمان من

شوری بزن برجان من از دل نهالی بر شود

                      ***

باور نکن این باد ها فصلِ بهار آورده است

یا رعد مَشکِ آب را برسبزه زار آورده است

پنداشتی ای آشنا! این طبل و این سرنا مگر

با این صدای زیر و بم، پیمانِ یار آورده است؟

این دلقکِ جادوگری، پشتِ نقابِ دلبری

با حیله و افسونگری، موجِ شرار آورده است

 

             

 

 لیلی دلم شور زد ؛

 

لیلی! دلم شور زد، مرگِ نو ات مبارک؛

حادثه شیپور زد، مرگِ نو ات مبارک

بر سرت آتش زدی  حاصل جان  باختن

گِردِ قفس مور زد، مرگِ نو ات مبارک

دورِ  حصارِ تو را  با سرِ دستارِ  ها

کور و کری تور(۱) زد، مرگِ نو ات مبارک

کامِ  دلت  بر نشد  لـیـلی فـــدایــت  شوم

خون تو  زنبور  زد، مرگِ نو ات مبارک

***

دستِ  من  و خونِ تو هردو بپا  می شویم

یا  به خطر می رویم. یا که رها می شویم...

 

 (۱) نوعی دام برای صید ماهی و پرندگان