عـشـق محکم گرفته بازویم
نه گلی می زنـم به گیـسویـم
نه قـنـاری لمـیـده در کـویـم
زیر باران نشسته با غـزلی
شاهد شست و شوی ناجویم
ابر تا خوشه خوشه می بارد
آب می ریزد از سر و رویم
نـفـسـم می دمد به بال حمل
تـا به کـویـت رسد پرستویم
بـاد پـرتـم نـمی تـوانــد زود
عـشـق محکم گرفته بازویم
۱۰ حمل ۱۳۹۲
راحله یار
+ نوشته شده در یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۷ ب.ظ توسط راحله یار
|